
بودجه سال مالی ۲۰۲۶ با ترکیب ۸۳۸.۷ میلیارد دلار از قانون تخصیص بودجه دفاعی و ۱۵۰ میلیارد دلار اضافی از طریق لایحهای موسوم به «یک لایحه بزرگ و زیبا» که تابستان گذشته امضا شد، به رقم کلی یک تریلیون دلار رسید. بر اساس تحلیلهای دیگر، این رقم دقیقتر حدود ۱.۰۴ تریلیون دلار برآورد میشود که معادل ۳.۴ درصد تولید ناخالص داخلی و حدود ۱۳.۷ درصد از کل بودجه فدرال است. عبور از این سقف نمادین، بودجه دفاعی آمریکا را به بزرگترین بودجه نظامی در دوران صلح در تاریخ این کشور تبدیل کرده است.
ساختار داخلی بودجه دفاعی آمریکا در سال مالی ۲۰۲۶
از نظر ساختاری، وزارت دفاع مجموع ۲۹۵.۳ میلیارد دلار را برای حسابهای مرتبط با تسلیحات در نظر گرفته که از این میان ۱۵۳.۳ میلیارد دلار به تدارکات (Procurement) و ۱۴۲ میلیارد دلار به تحقیق، توسعه، آزمایش و ارزیابی (RDT&E) اختصاص یافته است Congress.gov . تفکیک این دو ردیف بودجهای از نظر نظامی اهمیت دارد، زیرا ردیف تدارکات به خرید و ساخت تجهیزات آماده استفاده مربوط میشود، در حالی که ردیف تحقیق و توسعه منابع مالی سامانههای نسل بعدی را که هنوز وارد خط تولید انبوه نشدهاند تأمین میکند. این توازن نشان میدهد بودجه دفاعی آمریکا همزمان به نگهداشت آمادگی رزمی فعلی و هم به تسریع نوآوری فناورانه توجه دارد.
سهم نیروی دریایی از بودجه دفاعی آمریکا
در ساختار پیشنهادی، نیروی دریایی بزرگترین سهم سرمایهگذاری را دریافت میکند، موضوعی که با اولویت راهبردی ایالات متحده در منطقه هند-اقیانوسیه و رقابت دریایی با چین همخوانی دارد. در چارچوب فعلی، ۹.۶ میلیارد دلار به زیردریاییهای بالستیک هستهای رده کلمبیا اختصاص یافته و ۱.۴ میلیارد دلار دیگر برای سرمایهگذاری در پایه صنعتی مرتبط در نظر گرفته شده است. برنامه شناورسازی نیز جایگاه ویژهای دارد، بهطوریکه درخواست بودجه شامل ۶۵.۸ میلیارد دلار برای ساخت ۱۸ فروند شناور رزمی و ۱۶ فروند شناور غیررزمی است و در مجموع سفارش ۴۱ فروند شناور در سطح کل دولت و کل کشور، بزرگترین سیگنال تقاضا برای پایه صنعتی دریایی از دوران فرانکلین روزولت به شمار میرود. این حجم سرمایهگذاری از منظر نظامی نشانه بازسازی توان دریایی برای مقابله با ناوگان در حال رشد چین تلقی میشود.

سهم نیروی هوایی و فضایی از بودجه دفاعی آمریکا
نیروی هوایی که نیروی فضایی نیز زیرمجموعه آن محسوب میشود، ۱۰۱.۲ میلیارد دلار دریافت میکند که بخشی از آن صرف برنامه دفاع موشکی گنبد طلایی و پیشبرد جنگنده نسل ششم اف-۴۷ میشود. در بودجه سال ۲۰۲۶، مبلغ ۱۰.۱ میلیارد دلار به بمبافکن راهبردی بی-۲۱ رِیدر و ۵.۳ میلیارد دلار به تحقیق و توسعه موشک بالستیک قارهپیمای سنتینل اختصاص یافته است. برنامه سنتینل با پیچیدگیهای فنی و مالی همراه بوده است؛ این برنامه که ابتدا ۴.۳ میلیارد دلار درخواست شده بود، پس از بازنگری الزامآور قانون نان-مککوردی افزایش بودجه یافت و انتظار میرود قابلیت عملیاتی اولیه آن در اوایل دهه ۲۰۳۰ حاصل شود. این روند نشان میدهد بخشی از بودجه دفاعی آمریکا صرف اصلاح برنامههای دچار تأخیر و افزایش هزینه میشود، نه صرفاً گسترش ظرفیت جدید.
بودجه دفاعی آمریکا و ارتش زمینی
در مقایسه با نیروی دریایی و هوایی، ارتش سهم کوچکتری معادل ۶۰.۵ میلیارد دلار از این بودجه دریافت میکند، که بازتابدهنده تغییر اولویت راهبردی آمریکا از عملیات زمینی گسترده به سمت بازدارندگی دریایی و هوافضایی است. با این حال، بخش قابل توجهی از منابع جدید به توسعه سامانههای بدون سرنشین و ضد بدونسرنشین، هوش مصنوعی و تأمین بودجه بهداشت رزمندگان اختصاص یافته است. این جهتگیری با آموزههای میدان نبرد اوکراین و خاورمیانه همراستا است، جایی که پهپادهای ارزانقیمت نقش فزایندهای در عملیات تاکتیکی پیدا کردهاند.

بودجه دفاعی آمریکا و برنامه دفاع موشکی گنبد طلایی
یکی از بلندپروازانهترین برنامههای مرتبط با بودجه دفاعی آمریکا، سامانه دفاع موشکی گنبد طلایی است. این برنامه از توسعه حسگرهای فضاپایه، رهگیرهای جنبشی و غیرجنبشی، و فناوریهای فعالکننده برای یک سامانه دفاع موشکی لایهای نسل بعدی برای حفاظت از سرزمین اصلی حمایت میکند. در کنار این برنامه، کنگره ۱.۷ میلیارد دلار برای صورتفلکی هشدار و ردیابی موشکی نیروی فضایی در مدار پایین زمین تخصیص داده، هرچند دیوان محاسبات دولت آمریکا این برنامه را به دلیل ناتوانی در ارائه ردهای دقیق و قابل اقدام برای مقابله با موشکهای ابرصوت مورد انتقاد قرار داده است. از دیدگاه فنی، دفاع موشکی لایهای به معنای ترکیب چند سامانه رهگیری در ارتفاعات و مراحل پروازی متفاوت است تا احتمال برخورد موفق افزایش یابد؛ چالش اصلی این مفهوم هماهنگی دادههای حسگری میان سامانههای فضاپایه و زمینی در زمان واقعی است.
بودجه دفاعی آمریکا و بازسازی زرادخانه هستهای
بخشی از بودجه دفاعی آمریکا مستقیماً صرف نوسازی سهگانه هستهای میشود. علاوه بر زیردریایی کلمبیا و موشک سنتینل، بودجه مصوب همچنین ۳.۹ میلیارد دلار برای فعالیتهای تسلیحات هستهای وزارت انرژی از طریق لایحه اصلاحی در نظر گرفته و برنامهریزی برای موشک کروز پیشرفته دریابرد هستهای را با افزایش چشمگیر بودجه از ۱۵۰ میلیون دلار به ۲ میلیارد دلار در یک سال دنبال میکند. از منظر نظامی، همزمانی نوسازی هر سه ضلع سهگانه هستهای (زیردریایی، موشک قارهپیما و بمبافکن راهبردی) بیسابقه است و ریسک تداخل زمانی و رقابت بر سر منابع صنعتی محدود را در پی دارد.
چشمانداز بودجه دفاعی آمریکا برای سال مالی ۲۰۲۷
روند رشد بودجه دفاعی آمریکا در سال آینده شدت بیشتری میگیرد. پیشنویس بودجه سال مالی ۲۰۲۷ افزایش ۴۴ درصدی در هزینههای دفاعی را پیشنهاد میدهد و شامل ۱.۱ تریلیون دلار بودجه اختیاری پایه برای پنتاگون است، در کنار درخواست ۳۵۰ میلیارد دلار از طریق فرآیند تطبیق بودجهای که تنها به اکثریت ساده در سنا نیاز دارد.
طبق برخی گزارشها، مجموع بودجه پیشنهادی سال ۲۰۲۷ با احتساب ۱.۱۵ تریلیون دلار اختیاری و ۳۵۰ میلیارد دلار الزامی به ۱.۵ تریلیون دلار میرسد که حتی از افزایش دوران ریگان فراتر رفته و به سطح پیش از جنگ جهانی دوم نزدیک میشود. از منظر تحلیلی، این رقم حدود ۴۲ درصد بیشتر از سطح فعلی هزینههای دفاعی آمریکاست و به نزدیکی پنج درصد تولید ناخالص داخلی میرسد، رقمی که تنها در دوران جنگ ویتنام و اوج جنگ سرد ریگان سابقه داشته است.
پیامدهای مالی و راهبردی بودجه دفاعی آمریکا
از نظر ساختاری، وزارت دفاع مجموع ۲۹۵.۳ میلیارد دلار را برای حسابهای مرتبط با تسلیحات در نظر گرفته که از این میان ۱۵۳.۳ میلیارد دلار به تدارکات و ۱۴۲.۰ میلیارد دلار به تحقیق، توسعه، آزمایش و ارزیابی اختصاص یافته است. تفکیک این دو ردیف بودجهای از نظر نظامی اهمیت دارد، زیرا ردیف تدارکات به خرید و ساخت تجهیزات آماده استفاده مربوط میشود، در حالی که ردیف تحقیق و توسعه منابع مالی سامانههای نسل بعدی را که هنوز وارد خط تولید انبوه نشدهاند تأمین میکند. این توازن نشان میدهد بودجه دفاعی آمریکا همزمان به نگهداشت آمادگی رزمی فعلی و هم به تسریع نوآوری فناورانه توجه دارد.
پیامدهای مالی و راهبردی بودجه دفاعی آمریکا
افزایش شتابان بودجه دفاعی آمریکا بدون هزینه جانبی نیست. این روند میتواند طی یک دهه حدود ۵.۸ تریلیون دلار به بدهی ملی آمریکا اضافه کند و بخشی از منابع مالی را از حوزههای آموزش و بهداشت به سمت دفاع منتقل کند. نکته قابل توجه دیگر این است که هزینه درگیری با ایران در محاسبات فعلی بودجه دفاعی لحاظ نشده و برخی برآوردها این هزینه اضافی را تا یک تریلیون دلار دیگر تخمین میزنند. همچنین، در صورت احتساب بودجه امور کهنهسربازان، وزارت امنیت داخلی و فعالیتهای هستهای وزارت انرژی، کل هزینههای امنیت ملی آمریکا از ۱.۴ تریلیون دلار در سال فراتر میرود. این ارقام نشان میدهد بودجه دفاعی آمریکا بهتنهایی تصویر کاملی از هزینههای امنیتی این کشور ارائه نمیدهد و باید در کنار سایر ردیفهای بودجهای مرتبط بررسی شود.

جمعبندی تحلیل نظامی از بودجه دفاعی آمریکا
بررسی ساختار بودجه دفاعی آمریکا نشان میدهد این رقم صرفاً یک عدد کلان نیست، بلکه بازتابی از تغییر دکترین نظامی آمریکاست: تمرکز فزاینده بر قدرت دریایی و فضایی، سرمایهگذاری همزمان در دفاع موشکی لایهای و بازسازی سهگانه هستهای، و توجه روزافزون به جنگ بدون سرنشین. با این حال، تجربه برنامههایی مانند سنتینل نشان میدهد افزایش بودجه بهخودیخود تضمینکننده اجرای بدون تأخیر پروژههای پیچیده نیست، و تصمیم نهایی درباره تخصیص دقیق منابع همچنان در اختیار کنگره و روند تصویب قانونی باقی میماند.





